تصاویر ارسالی از عظیم بر فراز قله آناپورنا








یاشاسین عظیم
کم آبی (Dehydration) در کوهنوردی:
گردآوری: دکتر حمید مساعدیان
عضو کمیسیون پزشکی اتحادیه جهانی کوهنوردی
انجمن پزشکی کوهستان ایران: مصرف کم آب در کوهستان باعث بروز مشکلات زیر میشود:
• افزایش خطر آسیب سرمایی
• افزایش خستگی
• افزایش اختلال در تصمیم گیری درست
• افزایش بروز بیماری ارتفاع زدگی ناشی از کمبود اکسیژن
زمان جوشاندن آب برای استریلیزه کردن:
• در سطح دریا = ۱۰ دقیقه
• در ارتفاع ۴۰۰۰ متر = ۲۴ دقیقه
نکته: هر چه ارتفاع بالاتر باشد نقطه جوش آب کمتر میشود:

روش تهیه نوشابه ورزشی:
۱ لیتر آب + ۵ گرم شکر + ۱/۵ گرم نمک (ترجیحا” ORS) + چند قطره لیمو ترش
نکات مهم در مصرف آب در کوهستان:
• آب ناشی از ذوب برف و یخ به علت منیزیم زیاد باعث اسهال میشود، مگر آنکه با آب میوه، نمک و شکر ترکیب شود.
• آب چشمه را باید آلوده تلقی کرد، مگر اینکه مطمئن باشید چشمهای که از آب آن استفاده میکنید حداقل ۱۵ متر از زیر زمین میگذرد.
تدابیر مناسب برای پیشگیری از کم آبی بدن در کوهستان:
• برنامه اجباری نوشیدن آب به صورت هر ۳ ساعت ۱ لیتر
• اضافه کردن ۴ تا ۸ گرم کربوهیدرات در هر لیتر حین کوهنوردی
توجه: تصویر زیر میزان رنگ ادرار و ارتباط آن با بیماریهای کوهستان را نشان میدهد:

منبع: کتاب مجموعه ای از اطلاعات پزشکی، بیماری ها، امداد و نجات برای کوهنوردی و سفر در طبیعت
مولف: دکتر حمید مساعدیان
با تشکر از وبلاگ هیئت کوهنوردی تکاب
برچسبها: کم آبی در کوهنوردی, دهیدریشن, مضرات کم آبی بدن
هیولای سیاه بار دیگر تسلیم شد؛ ایرانیها بر فراز ماکالو
کوهنوردان ایرانی در تلاشی ارزنده و در شرایطی دشوار همراه با وضعیت نامساعد جوی موفق به صعود پنجمین قلهی مرتفع دنیا ”ماکالو” به ارتفاع ۸۴۶۳ متر و مشهور به ”هیولای سیاه” شدند.
به گزارش رسیده: وضعیت کوهنوردان کشورمان در تلاش برای صعود به این قله اینگونه مخابره شد:
-”ایرج معانی” به جهت مشکل ریوی ( که عارضهی ارتفاع
تشخیص داده نشده!) تا کمپ ۲ در ارتفاع ۶۷۰۰ متری این قله صعود کرده و از
ادامهی صعود خودداری میکند.
- سایر نفرات ایرانی (دکتر علیرضا
بهپور، محمود شعاعی، حسین مقدم و محمود هاشمی) که تا کمپ ۴ پیشروی کرده و
مترصد شرایط مساعد بودند، ساعت ۲:۳۰ بامداد به وقت محلی روز پنجشنبه ۲۱
اردیبهشت ماه عزیمت خود را از کمپ ۴ به سمت قله آغاز میکنند.
- دو کوهنورد چینی نیز همزمان با کوهنوردان کشورمان راهی قله میشوند.
- به رغم پیشبینی هوای مساعد و پس از حدود ۲ ساعت، طی مسیر با بارش متناوب برف همراه میشود.
- به جهت پیشرو بودن این نفرات در فصل صعود امسال به ”ماکالو” خاصه در مسیر کمپ ۴ تا قله؛ حرکت با کندی صورت میگیرد و حتی در برخی نقاط ثابت گذاری انجام نمیشود.
- ”دکتر علیرضا بهپور” تا مرز ارتفاع ۸۰۰۰ متری این قله موفق به صعود شده و باز میگردد.
- ”محمود شعاعی” ساعت ۱۶:۳۰ به وقت محلی تا مرز ارتفاع ۸۴۰۰ متری (قبل از آغاز شانهی غربی ماکالو) موفق به صعود میشود و به دلیل پیشبینی نسبت به زمان بازگشت و شرایط نامساعد جوی، از پیشروی صرفنظر میکند.
- ”حسین مقدم” (بدون استفاده از کپسول اکسیژن!) و ”محمود هاشمی”، ساعت ۱۷:۱۰ به وقت محلی موفق به صعود قلهی ۸۴۶۳ متری ”ماکالو” میشوند.
- نفرات ساعت ۲۳:۳۰ دیشب به وقت محلی و پس از انجام صعودی دشوار در شرایط نا مساعدجوی، به کمپ ۴ بازمیگردند. ( گفتنیست: ۲ کوهنورد چینی نیز که موفق به صعود قله شده بودند ساعت ۱:۳۰ بامداد امروز به کمپ ۴ بازمیگردند.)
- کوهنوردان کشورمان هماینک در صحت و سلامت در حال بازگشت به کمپهای پائینتر هستند و در صورت شرایط مساعد بنا دارند همین امروز به کمپ اصلی در ارتفاع ۵۷۰۰ متری بازگردند.
ضمن ارج نهادن به تلاش ارزندهی یکایک کوهنوردان کشورمان در این صعود؛ موفقیت ”حسین مقدم” و ”محمود هاشمی” را در ایستادن بر فراز پنجمین قلهی مرتفع دنیا؛ به ایشان، خانوادهها و جامعهی کوهنوردی، صمیمانه تبریک عرض مینمائیم.
---------------------
پینوشت:
- شایان ذکر است: این ششمین صعود ”محمود هاشمی” و چهارمین صعود ”حسین مقدم” به قلل بالای هشت هزار متر دنیا محسوب میشود.
- یادآور میشود: پیش از این نیز تیم ملی کشورمان در بهار سال ۱۳۸۰ پرچم کشورمان را بر فراز این قله به اهتزاز در آورده بود.
برگرفته از سایت فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی ایران
ماناسلو نیز زیر قدمهای ایرانیان

کوهنوردان کشورمان «سید حسین صالحی»، «جعفر ناصری» و «امید آمحمدی» که در تلاش برای صعود به قلهی «ماناسلو» بودند، خبر صعود خود را مخابره کردند.
بنا بر گزارش رسیده -به صورت پیامک- از سوی «امید آمحمدی»: این صعود ساعت ۱۸ روز پنج شنبه ۲۱ اردیبهشت ماه انجام شده است.
وی در عین حال تصریح کرده: شرایط جوی پس از صعود به قله و در مسیر بازگشت نامساعد شده!
ضمن تبریک به این کوهنوردان عزیز، خانوادهها و جامعهی کوهنوردی، امیدواریم این عزیزان در صحت و سلامت به کمپهای پائینتر بازگردند.
تاریخچه و معرفی مسیرهای دیواره علم کوه


قله
علم کوه در مجموعه قلل تخت سلیمان با ارتفاع 4850 دارای بیشترین ارتفاع
بوده و به خاطر دیواره بلند (به ارتفاع 750 و عرض 450 متر) خود که از
دیوارههای سخت گذر می باشد همواره مورد توجه کوهنوردان بزرگ ایرانی و
خارجی از کشور های مختلف قرار گرفته است. از جذابیتهای دیواره واقع شدن آن
در ارتفاع بالای 4000 متر است که بر سختی صعود افزوده و نیاز به توانایی
بالایی برای صعود دارد که لازم است پس از عبور از یخچالها و گل سنگهای پای
دیواره کار فنی برای صعود را از ارتفاع 4100 متر شروع کرد.با توجه به اینکه هر ساله در مرداد ماه که بهترین فصل صعود دیواره می باشد، تعداد زیادی از دیواره نوردان به منطقه وارد می شوند و صعود دیواره که نیاز به تمرین دارد و فصل بهار بهترین زمان مناسب تمرینات، برای رسیدن به آمادگی لازم برای صعود می باشد بر آن شدم تا مسیرهای مختلف بر روی دیواره همراه با معرفی مختصری از گشایش آن را در اختیار همنوردان عزیز قرار دهم تا با اندک اطلاعات خود کمکی به همه کسانی که برای اولین بار قصد صعود دیواره را دارند، انجام دهم.
اولین مسیر روی دیواره توسط هاری روست و فضل الله امیر علایی در چهاردهم مرداد سال 1343 تا ابتدای ریزشیها بازگشایی شد که به همین نام معروف شد و تا قله صعود نشد که در سمت راست شاخکها می باشد. سپس در مرداد ماه سال 1345،چهار نفر از کوهنوردان کلوپ آلپن فرانسه، به ایران آمدند و ظرف 25 روز مسیر اصلی دیواره علم کوه را با استفاده قسمتی از راه صعود شده قبلی مسیر روست صعود کردند که به مسیر فرانسه معروف شد.
همانطور که می دانیم مسیر هاری روست بعد از صعود دیواره در راه رسیدن به قله دارای بیشترین مقدار ریزشیها ( حدود 150 متر ) که از خطرناکترین قسمتهای دیواره علم کوه می باشد، به همین دلیل هاری روست این قسمت از دیواره را صعود نکرد؛ تا اینکه در سال 1347 کوهنوردان گروه ابرمرد به سرپرستی مرحوم فریدون نجاح کار جاودانه ای را انجام داده و مسیر روست را تا قله بازگشایی کردند
که از ابتدای ریزشیها تا قله به مسیر نجاح معروف است.
در سال 1348 سه نفر از کوهنوردان لهستانی با سه شب مانی بر روی دیواره مسیر 48 لهستان تا قله را بازگشایی کردند که این مسیر در اکثر طولهای خود نیاز به صعود با ابزار گذاری دارد که طول معروف به دو جورابی از طولهای آخر این مسیر بوده که با مسیر کرجیها که در سال 1388 به اتمام رسید، مشترک می باشد.
دو سال بعد یعنی در سال 1350 کوهنوردان لهستان در قیف بزرگ دیواره مسیر 50 لهستان را بازگشایی کردند که به علت ریزشهای متعدد قیف اصلی صعود چندانی بر روی آن انجام نمی شود و برای صعود نیاز به کار ترکیبی دارد. در سال 1352، پنج نفر از کوهنوردان لهستان با هفت روز تلاش بر روی دیواره مسیری مستقیم که بعد از قطع مسیر فرانسه تا قله ادامه می یابد را باز گشایی کردند.
مسیر 52 از مسیر هایی است که خیلی از صعود کنندگان از آن استفاده می کنند. این مسیر که اکثر طولهای آن تا طاقچه قمقمه به صورت مصنوعی صعود شده و ادامه مسیر آن تا قله را که مورد استفاده قرار نمی گیرد و صعود کنندگان بقیه مسیر را از مسیر فرانسه یا از مسیر شکوه ادامه می دهند.
در سال 1361دو تیم از کوهنوردان آرش و تیم دیگر از کوهنوردان خانه کوهنوردان تهران، بیستون و اورال تبریز وارد منطقه شدند.
تیم آرش به قصد بازگشایی مسیر جدید که بین مسیر روست و 52 بود وارد منطقه شدند که نهایتا در سال 63 مسیر آرش به اتمام رسید و تیم دیگر که به قصد صعود از مسیر 48 لهستان که بعد از بازگشایی آن هنوز صعود نشده بود وارد منطقه شدند که با شروع اشتباه از ابتدای مسیر 48 و بازگشایی مسیر جدید متوجه شدند که مسیر 48 در سمت چپ بوده و تصمیم می گیرند که مسیر جدید را ادامه داده که در سال 62 به اتمام رسید و به مسیر ایرانیها معروف شد که صعود زیادی بر روی آن انجام نمی شود و مسیر 48 لهستان در سال 68 بعد از بیست سال توسط عباس علینژاد و رضا رضا زاده به طور کامل صعود شد.
مسیر شکوه حد فاصل طاقچه قمقمه تا قله در سال 66 توسط مرحوم قدیر یزدانی و حسن نجاریان بازگشایی شد که هم اکنون هم مورد استفاده قرار می گیرد و کلاهک معروف ابرو در این مسیر می باشد.
در سال 67 کوهنوردان همدان با عزم گشایش مسیر جدید وارد منطقه شده و مسیر 67 همدان را که در سمت غربی مسیر 52 می باشد تا قله بازگشایی کردند که در این برنامه عجوبه سنگنوردی مرحوم محمد حسین طالبی مقدم، مرحوم محمد رضا خدایاری، محمود چوبریزان، علی رضا رفتار همدانی و ... حضور داشتند و دو سال بعد یعنی در سال 69 مسیر 69 همدان بر روی گرده قیف بازگشایی شد و این دیواره نوردان در این سال رکورد صعود یکروزه مسیر 52 لهستان با شروع از رودبارک و سال 67 رکورد صعود دو مسیر در یک روز را برجای گذاشتند.
از نکات مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که اکثر دیواره نوردانی که مسیر فرانسه را صعود می کنند در هنگام وارد شدن به قیف اشتباها وارد مسیر همدانیها شده در حالی برای ادامه مسیر فرانسه باید کاملا وارد قیف شده که رنگ سنگ هم در آنجا کمی متفاوت از بقیه سنگهای دیواره می باشد.
مسیر کرمانشاه که از سال 1369 برای بازگشایی مورد بررسی قرار گرفته بود در سال 1379 به اتمام رسید که صعود آن مصنوعی بوده و در انتها با مسیر روست مشترک است. هم چنین از روز بیست و هشتم تیر ماه همین سال یک تیم دونفره از کشور ایتالیا، Dego Stefani و Bellin Gianluca همراه با مرحوم فرشاد خلیلی وارد منطقه شدند و در روز 28/4/79 کار را در ساعت 6 صبح از روی سکوی علم چال آغاز کرده و در ساعت 9 صبح از ابتدای مسیر شروع و در ساعت 20.30 مسیر به اتمام رسید که این مسیر دارای چهارده طول دارای درجه سختی 5/11bc و A1 می باشد که بین گرده آلمانها و مسیر ایرانیها می باشد.
کوهنوردان کرج هم در سال 1379 مسیری را در بین مسیر 48 و قیف مرکزی شروع کردند که در سال 1388 به اتمام رسید و این مسیر از دو جورابی به بعد با مسیر 48 مشترک می باشد.
یکسال بعد یعنی در سال 1380 دو کوهنورد ایتالیایی با یک تلاش هفت روزه مسیری را در سمت چپ قیف مسیر هاری روست در کنار مسیر کرمانشاه بازگشایی کرده که نام crystal fall را بر روی آن نهاده که جمعا دارای 9 طول بوده و از طول هشت به بعد با مسیر روست مشترک شده و وارد ریزشی ها می شود و این مسیر بعد از گشایش فقط یکبارتوسط جمعی از کوهنوردان خانه کوهنوردان تهران به شیوه کلاسیک صعود شده که در نهایت حسین علایی و مهدی فرید از مسیر خارج شدند.
در سالهای 86 و 87 هم به ترتیب مسیر اراکیها و تبریز هم بازگشایی شدند.
اما نکته ای که لازم می دانم بگویم این است که دیواره علم کوه با این همه مسیر بر روی آن دیگر ظرفیت مسیر جدید را ندارد در حالی که در جاهایی زمزمه از گشایش مسیر های جدید بر روی دیواره می آید. گشایش مسیر جدید و کوبیدن رول فقط باعث تخریب و از بین رفتن این دیواره زیبا می شود. با این همه مسیر بروی دیواره، ظرفیت گشایش مسیر دیگری می باشد؟
پس از عبور از یخچال در زیر گل سنگها به علت شیب یخچال دارای طناب ثابت بوده که با استفاده از یومار از آنجا عبور کرده و پس از عبور از گل سنگ طناب ثابت دیگری وجود دارد که مستقیم به زیر مسیر هاری روست می رود که برای صعود مسیر هاری روست، فرانسه و آرش از آن استفاده می شود و در صورت نبودن این طناب یا مدفون شدن در زیر یخ، تا زیر مسیر 52 لهستان رفته از پای دیواره تا پای مسیر روست را تراورس می کنیم.
طناب ثابت دیگری که برای صعود مسیر 52، همدانیها و اراکیها مورد استفاده قرار می گیرد را از همین قسمت به سمت غرب ادامه داده و پس از عبور از زیر قیف بزرگ دیواره به زیر مسیر 48 لهستان و کرجیها و ایرانیها می رسیم.
همانطور که قبلا بیان شد، بیشتر نفراتی که برای دفعات اول یا دوم، برای صعود دیواره علم کوه می آیند معمولا سه مسیر هاری روست- علایی، فرانسه و 52 لهستان بیشتر از همه مورد توجه آنها می باشد که به معرفی بیشتر آنها می پردازیم.
مسیر هاری روست – علایی:
این مسیر در سمت چپ دیواره در کنار شاخک می باشد که در قیف کوچک دیواره بوده که دارای دو کلاهک بزرگ و کوچک و در بقیه مسیر به صورت طبیعی صعود می شود که دارای درجه سختی 5/9 می باشد.
در این مسیر به دلیل اینکه در درون قیف بوده در اکثر طولهای صعود از تابش نور خورشید محروم بوده و به همین دلیل نیاز است در هنگام صعود از پوشاک مناسب استفاده کرده تا از سرمای آزار دهنده آسیب نبینید.
مسیر دارای یازده طول بوده و می توان با صعود دو طول 25 متری اول مسیر تعداد طولها را به ده هم رساند. پس از صعود سه طول اول به زیر کلاهک بزرگ رسیده که رول کوبی شده و به صورت مصنوعی صعود می شود ( البته می توان در صورت آمادگی، طبیعی هم صعود کرد) و در طول بعدی، بعد از صعود طبیعی مقداری از مسیر به یک کلاهک کوچک رسیده و بعد از عبور به کارگاه یخ می رسیم که از این طول به بعد بیشتر وارد قیف شده و در این قسمت چونکه مسیر دارای یخ و برف می باشد و این قسمت به صورت پاگستر صعود می شود به کارگاه یخ معروف بوده و طول بعدی که دو راهی مسیر فرانسوی ها می باشد و یک صعود دولفری می باشد و بعد از این بقیه مسیر نرمال بوده و دارای میخ می باشد و در طول آخر که دارای دیواره عمودی به طول حدودا 15 الی 20 متر می باشد وارد ریزشی ها شده که از این قسمت به بعد باید با احتیاط عبور کرد.
اکثر حوادثی که اتفاق می افتد در قسمتهای ریزشی دیواره می باشد که صعود کنندگان به علت خستگی صعود و سرعت عمل دادن به کار یا طناب خودرا باز کرده و یا اینکه به حمایت جدی نمی پردازند ( مانند حادثه ای که برای کوهنورد همدانی در مسیر فرانسه اتفاق افتاد ). در قسمت ریزشیهای هاری روست که نسبت به ریزشهای مسیر های دیگر دارای بیشترین طول است طنابهای ثابت قدیمی وجود دارد که توصیه می کنم در هنگام استفاده بر روی آن وزن وارد نکنید و بعد از عبور از این قسمت در زیر قله از مسیر خارج می شوید.
مسیر فرانسویها:
مسیر فرانسوی ها در نیمی از مسیر هاری روست با آن مشترک است. بعد از کارگاه یخ ( قبل از کارگاه سه گوه ) وارد طاقچه آرش شده و تراورس بزرگ و گذر از اکثر مسیرهای دیواره شروع شده و پس از عبور از دو پاندوله حدودا 6 متری یعنی 12 متر، به اول گربه رو رسیده و پس از عبور از گربه رو اول و دوم به طاقچه قمقمه می رسیم و پس از تراورس 40 متری وارد قیف مرکزی شده و با صعود مصنوعی داخل قیف به ریزشیها رسیده که دارای کارگاهی مشترک با مسیر شکوه می باشد و پس از عبور از ریزشی ها مستقیما به قله می رسیم و عموما مسیر فرانسویها 5/10a و IV می باشد.
اما نکته ای که لازم می دانم بگویم این است که اکثر دیواره نوردان بعد از طاقچه قمقمه در هنگام وارد شدن به قیف و ادامه مسیر، اشتباها از کارگاه مسیر همدانی ها شروع کرده و وارد این مسیر می شوند در حالی که ادامه مسیر فرانسه کاملا درون قیف بوده و رنگ سنگ درون قیف کمی متفاوت می باشد.
عموما توصیه می شود زمان بندی صعود طوری باشد که قبل از تاریکی هوا از ریزشها خارج شده در غیر این صورت در هنگام تاریکی هوا به ریزشیها رسیده که خطرناک بوده و یا باید بعد از خارج شدن از مسیر شب را در جانپناه سیاه سنگ یا خرسان تا صبح سپری کرد و بهترین حالت این است که اگر خیلی دیر به طاقچه قمقمه رسیدید شب را در آنجا بمانید.
مسیر 52 لهستان:
این مسیر دارای دو قسمت می باشد.
قسمت اول که تا طاقچه قمقمه بوده و قسمت دوم که از طاقچه قمقمه تا قله می باشد. قسمت دوم این مسیر که بعد از بازگشایی یکبار توسط حسن نجاریان و بار دیگر در سال 1382 توسط کاظم فریدیان و افشین یوسفی صعود شد و اکثر کسانی که از مسیر 52 صعود می کنند بعد از طاقچه قمقمه از مسیر فرانسویها ( داخل قیف ) و یا از مسیر شکوه ادامه مسیر می دهند.
در قسمت اول مسیر تا طاقچه قمقمه دارای 9 طول می باشد که عموما طول اول طبیعی و بقیه به صورت مصنوعی صعود می شود و دارای درجه سختی 5/10a و A1 می باشد( برگرفته از تیم صعود کننده سال 1382).
از عوارض مهم این مسیر، طاقچه فلزی باشگاه دماوند برای صعود زمستانه، کلاهک بزرگ مسیر و سنگ لوزی است که از علم چال به وضوح دیده می شود.
نوشته شده توسط : رامین شریف زاده
عظیم بر فراز آناپورنا
به گزارش فرخنده صادق صبح روز جازی ساعت ۴۵/۶ به وقت ایران عظیم قیچی ساز کوهنورد توانای کشورمان بر فراز قله آناپورنا ایستاد . او حدود ۲ ساعت زودتر از سایر اعضاء تیم خود به قله رسید و همنوردان او صعود خود رامدیون او هستند . تبریک به جامعه کوهنوردی ایران.
گا م برداري در کوهپیمایی و کوهنوردی:
انجمن پزشکی کوهستان ایران: در هر گام بايد اجازه دهيم پاي تكيه گاه، کاملا صاف شود )زانو خم نباشد(، سپس پاي بعدي را از زمين برداريم. اين عمل باعث ميشود تا فشار وزن بدن از روي ماهيچه هاي پا خارج و به استخوا نها و تاندو مها منتقل شود؛ در غير اين صورت ماهيچه هاي پا همواره بايد وزن بدن را تحمل کنند که اين امر خستگي زودرس را به دنبال خواهد داشت.
• ابتدا پاشنه و سپس پنجه پا را بر روي زمين قرار دهيم.
• آهنگ حركت بايد يكنواخت باشد و قد مها يكسان برداشته شود.
• بايستي تمامي کف پا روي زمين قرار داده و از حرکت بر روي پنجه و پاشنه خودداري كنيم؛ مگر در موارد خاص مثل شن اسکي
• قدم را با نفس هماهنگ كرده و سرعت حركت خود را با شيب و سختي مسير تنظيم كنيم.
• شيبهاي بيش از 20 درجه را چه هنگام صعود و چه هنگام فرود )به جز شن اسکي( حتما به صورت مارپيچ (زيگزاگ) طي کنيم. زيرا در اينصورت فشار وارد بر بدن بسيار کمتر می شود. هر چه شيب تندتر باشد زاويه بين دو خط زيگزاگ کمترو طول مسير زيگزاگ با توجه به پهناي منطقه، بلندتر ميشود.
• گا مهاي اوليه را بسيار آهسته برداريم و بعد از مدتي به تدريج سرعت خود را اضافه كنيم. تند راه رفتن در سربالاي يها به ويژه در کساني که آمادگي جسماني لازم را نداشته يا اين که کول هپشتي سنگين با خود ب ههمراه دارند، نه تنها باعث تنگي تنفس خواهد شد بلکه مصرف انرژي بيشتري را م يطلبد.
• طول قدم کو هنورد بايد با در نظر گرفتن قد و عوامل ديگري همچون شيب مسير تنظيم شود. در مکا نهاي تقريبا تخت که شيب اندکي دارد، م يتوان قد مهاي بلندي برداشت. ولي در سربالاي يها و مکا نهاي پرشيب بايد فاصله قد مها را کوتا هتر کردو طوري گام برداشت که خستگي اندا مها به کمترين ميزان خود برسد.
• براي عبور از سطوح شیبدار بايد عمود بر سطح حرکت کنيم. در اين حالت پاها را نيز عمود بر سطح افق قرار دهيم. می توانیم با استفاده صحيح از چو بدستی، مقداري از فشار بر روي پا، ران و کمر را کاسته و عضلات بازو را نيز درگيركنيم. تا حد امکان از صعود از شیبهای پر ازسیگریزه و شن اجتناب نماييم، زيرا با صرف انرژي زياد مسافت کمي راخواهيم پيمود.
• در حين حرکت بايد به اطرا فمان توجه داشته باشيم تا هم مسير بازگشت در ذهنمان بماند و هم موانعاحتمالي موجود دربين راه را شناسايي کنيم. در صورت لزوم از اطلاعات به دست آمده در طول مسير یا دداشت برداریكنيم. همچنين در هريك ساعت حركت، پنج دقيقه استراحت لازم است تا انرژ يمان به طرز صحيح تقسيم شود. شن اسکی
• هنگام پايين آمدن از سطوح پر از سنگريزه و شن بايد پاشنه پا را روي زمين گذاشت. بايد به خاطر بسپاريم که هنگام پايين آمدن متناسب با ميزان شيب مسير زانوها را خم و سنگيني بدن را به عقب بياندازيم تا در صورت زياد بودن شيب، تعاد لمان را از دست ندهیم. همچنين، هنگام پايين آمدن از شي بهاي تند بهتر است فاصله قد مها را کوتا هتر كنيم.
• در شن اسکی ، رعايت فاصله مناسب با نفر جلويي لازم است؛ به طوري که اگر نفر جلويي ناگهان ايستاد، تعادل نفر قبلي به هم نخورد. از سويي اگر تعادل نفر عقب به هم خورد، نفر جلويي فرصت کافي براي واكنش داشته باشد. در اين روش احتمال ايجاد گرد و خاک زياد است وجود اين فاصلهمی تواند از رسیدن گرد و خاک نفر جلويي به ریه ها جلوگيري کند.
• سرعت در شن اسکی در به هم خوردن تعادل و آسیب دیده گی اعضاي بدن مخصوصا زانو، اثر مستقيم دارد؛ بنابراين نبايدسرعت زياد داشته باشيم؛ پوشيدن گتر برزنتي در شن اسکی براي محافظت از کفش و شلوار لازم است.
http://hamrakoo.blogfa.com و با تشکر از وبلاگ علم کوه
+ نوشته شده توسط دکتر حمید مساعدیان
انواع گورتکس و کاربرد آن در ورزش کوهنوردی:
مصاحبه با رینهولد مسنر-متن کامل
انجمن پزشکی کوهستان ایران: چندی پیش بخش اول مصاحبه جذاب و خواندنی با رینهولد مسنر را خدمت شما ارائه دادم با عرض پوزش برای تاخیر یک هفته ای در ارائه بخش نهائی این مصاحبه متن کامل مصاحبه خدمت شما تقدیم می گردد:

اما قطعا" رینهولد مسنر شهرتش را مدیون غولهای 8000 متری هیمالیاست,شهرتی که هیچ کوهنوردی تا بحال بدان دست نیافته است و احتمالا" کسی نیز در آینده به این شهرت نخواهد رسید.
س- با مسئولیتی که بخاطر داشتن عنوان مشهورترین کوهنورد دنیا یر دوش شماست چگونه برخورد می کنید؟
ج-صرف مشهور و انگشت نما بودن معادل کیفیت بالای کوهنوردی نیست. اما شما درست می گوئید,من بخاطر انجام فعالیتهائی فراتر از سطح کوهنوردی زمان خودم مشهور شدم. من یک چهره عمومی هستم که توجهات را به خود جلب می کنم اما بالاتر از همه این مسائل من علاقمند هستم که زندگی خودم را هدایت کنم بدون اینکه لزوما" بخواهم یک رهبر باشم و بخواهم امیال و خواسته های شخص یا گروه خاصی را برآورده سازم.
من نمی خواهم دنباله رو داشته باشم.
س-بنابراین شما این مسئولیت را حس نمی کنید؟
ج-خیر, من مسئول آنچه که دیگران می خواهند باشند اما قابلیتش را ندارند نیستم.
س-کوهنوردان افرادی آزاد و یا فردگرا تصور می شوند. آیا تا بحال تصور کرده اید که آزادیتان با چیزی محدود شود؟
آزادی من بعنوان یک کوهنورد شامل مسئولیتی است که من نسبت به اعمال خود دارم و همچنین افرادی که برای من عزیز هستند مثل همسر و فرزندانم و والدینم.
بدیهی است که افرادی که اقدام به کارهای خطرناک می کنند این مسئولیت را دارند و تنها کسانی که این مسئولیت را می پذیرند می توانند واقعا" ادعا کنند که کوهنوردانی آزادند.
کوهنوردی در دنیائی عاری از قوانین انجام می شود و درست به همین دلیل است که چاره و علاجی برای اشتباه نیست. کوهنوردی یک نوع زندگی در هرج و مرج و بی قانونی است که کوهنوردان را مجبور می کند مسئولیت خطاهایشان را بپذیرند. در هر صعود دشواری باید به احتمال مرگ هم فکر کرد و با این نگرش,کوهنوردی یک کار خودخواهانه است.
س- اما آیا شما بخاطر معروفیتتان احساس محدودیتی کرده اید؟
ج-من یک چهره عمومی هستم که این امر مسئولیتهائی را برای من بهمراه دارد. اما من این را می پذیرم زیرا می دانم که این موضوع انتخابهای مرا محدود نمی کند. من توجه ندارم که چه کسی مرا تحسین می کند و چه کسی مرا"هو" می کند.
من ترجیح می دهم که پشت یک تریبون بعوان یک سخنران و یا در یک عرصه ادبی بعنوان نویسنده یک کتاب و یا در یک عرصه هنری بعنوان یک فیلم ساز مورد قضاوت قرار بگیرم اما بخاطر اینکه همه قلل 8000 متری و یا اورست را صعود کرده و یا هر کار شاخص دیگری را انجام داده ام مثل یک گاو سه سر به من نگاه نشود.
س-وقتی شما آخرین قله 8000 متری خود را صعود کردید در جائی نوشتید که:"من از اینکه این کار را به انجام رساندم خوشحال هستم اما احساس غرور و سربلندی نمی کنم". توضیح می دهید چرا؟
ج-من اولین کسی بودم که به کوهنوردی حماسی که طی دهه اول قرن گذشته در آلمان و ایتالیا-مهدهای فاشیسم اروپا- متولد شد پایان دادم. این نوع کوهنوردی نه تنها بعد از جنگ جهانی دوم ادامه یافت بلکه هنوز هم به شکل محدود وجود دارد.
من اولین کسی بودم که گفتم من قصد ندارم هیچ پرچمی را بر فراز قله به اهتزاز در آورم,پرچم من دستمال گردن من است. و بخاطر همین امر نیز مورد انتقاد و توهین قرار گرفتم. من همچنین این فلسفه را که کوهنوردی که در کوهستان بمیرد یک نوع قهرمان یا شهید است زیر پا گذاشتم. مردن یک کوهنورد در کوهستان چیزی جز یک تراژدی نیست. و تنها کاری که می توان کرد این است که از بازمانده ها مراقبت کرد.
س-با احترام به صعودهای8000متری تان,شما در جائی نوشته اید که در یک مقطع زمانی انگیزه شما برای تکمیل کلکسیون 8000 متری هایتان رو به افول نهاد,مگر چه اتفاقی برای شما رخ داد؟
ج-من کوهنوردی ارتفاعات بالا را در پایان دوره ای که دوره فتح و مبارزه جوئی نامیده می شد آغاز کردم با نو آوریهای من و همچنین سابقه تلاش کریستین بانینگتون بر روی مسیرهای دشوار و بکر و دست نخورده قللی که قبلا" صعود شده بودند. هدف ما صعود قلل 8000 متری با کمترین تجهیزات و در صورت امکان از مسیرهای دشوار و جدید بود. این نوعی از کوهنوردی بود که من مرحله به مرحله آنرا توسعه دادم.
در ابتدا در سال 1970 در نانگا پاربات ,من یک مسیر دشوار را البته با سبک صعود سنتی انتخاب کردم. این روش در سال 1975 در گاشربروم 1 نیز با انتخاب یک مسیر دشوار و یک همنورد(پیتر هابلر) ادامه یافت. در سال 1978 نانگاپاربات را بصورت انفرادی صعود کردم و در همان سال بهمراه پیتر هابلر اورست را بدون اکسیژن صعود کردم. فعالیتهایم در سال 1980 با صعود انفرادی اورست ادامه یافت. 4 سال بعد تراورس گاشربرومهای1و2 را بهمراه هانس کامرلندر انجام دادم.به این نقطه که رسیدم تنها کاری را که انجام نداده بودم تکمیل کلکسیون 8000متری ها بود اما این کاری نبود که من دنبالش بودم. چیزی که قطعا" درست است این است که رسیدن به نقطه ای که سه 8000متری را در یک سال صعود کردم و همچنین تحریک کوهنوردان جوانی که در صعودهایم مرا همراهی می کردند و تشویق می کردند باعث شد به این نتیجه برسم که همه 8000 متری ها را صعود کنم.
س- آیا وضعیت بحرانی قله لوتسه بخاطر ترسی بود که با صعود این قله 14 قله 8000 متریتان تکمیل می شد یا از چیز دیگری ناشی می شد؟
برای من واضح بود که با تکمیل صعود 8000 متریها بار سنگینی از دوش من برداشته خواهد شد. اما عقیده من چیز دیگری بود. در نزدیکی قله لوتسه باد به قدری شدید بود که هر لحظه ممکن بود ما را به پائین پرتاب کند اما همنوردم "هانس کامرلندر" اصرار به ادامه صعود داشت و ما نیز ادامه دادیم و از آن شرائط جان سالم به در بردیم.
16 سال بود که من کاری جز صعود قلل را انجام نداده بودم و همیشه همه کار صعود را از تدارکات برنامه تا دنیال اسپانسر گشتن را انجام داده بودم. همنوردان من در پروژه هایی آتی من برای عبور از قطبها با من همکاری نکردند و کسی حاضر نشد در این فعالیتها مرا همراهی کند شاید این افراد بزرگی این برنامه ها را درک نمی کردند و شاید هم می ترسیدند.
س- این عدم استقبال از پیمایش قطبها بخاطر عدم توجه رسانه ها بود و یا بخاطر مشهور تر بودن غولهای 8000 متری هیمالیا بود؟
ج- برای مدت طولانی شرائط برعکس بود : رقابت واقعی بر سر رسیدن به قطبها بود و قطبها اعتبار بیشتری از 8000 متری ها داشتند. سپس شرائط به گونه ای دیگر تغییر یافت , در دهه50 انگلیسیها سرمایه گذاری زیادی بر روی دستیابی به قطبها انجام داد و افراد زیادی را در این راه از دست داد اما در دستیابی به هر دو قطب شکست خورد. بنابراین آنها توجه خود را به اورست سوق دادند و قطب سومی را کشف کردند. بعد از صعود اورست قلل 8000 یک سمبل بزرگ را برای جلب توجه از دست دادند اما هنوز هر جامعه کوهنوردی مهمی بدنبال این بود که افتخار صعود یک 8000 متری را به نام خود ثبت کند و بدین طریق بود که شهرت 8000 متریها دوباره رشد کرد و هنوز هم ادامه دارد.
متاسفانه افراد کمی ارزش عبور از قطبها را درک کرده اند چراکه آنها دور از دسترس هستند و هرکه در خصوص آنها می نویسد از واژه های سرد و عاری از احساس استفاده می کنند

ج- حد مجازی وجود ندارد و هر کس آزاد است که هر اندازه می خواهد خطر کند و من هرگز در بارهء تصمیمات دیگران قضاوت نمی کنم.
این درست است که اسپانسرها کوهنوردان را به اهداف خاصی جهت صعود سوق می دهند چرا که سرمایه گذاران ترجیح می دهند بر روی اهدافی سرمایه گذاری کنند که در جامعه دیده شوند و قابلیت تبلیغ و در نهایت بازگشت سرمایه شان را داشته باشند. اما یک کوهنورد باید بداند که اهدافش را چگونه انتخاب کرده و در برابر فشارهای وارده مقاومت کند.
س-شما معنی شکست را می دانید,چگونه شخص می تواند خود را از عواقب یک صعود که به شکست منتهی می شود رها کند؟شخص از این شکست چه یاد می گیرد؟
یک کوهنورد هوشیار هیچگاه شکست نمی خورد. شما از شکست است که درس می گیرید نه از پیروزی. برای رسیدن به آگاهی کامل خیلی مهم است که محدودیتهای شخصی خود را بشناسیم و اینها تنها با تجربه حاصل می شود. من در 13 صعود 8000 متری شکست خوردم. من کوهنوردی هستم که بیش از هر کس دیگری در صعود به 8000 متری ها شکست خوردم. من قلل 8000 متری را 18 بار صعود کردم زیرا به صعود علاقمند بودم نه رکورد.من اگر شکست نمی خوردم(همانطور که در دائولاگیری,ماکالو و لوتسه شکست خوردم) به سکون و رخوت می رسیدم. من ثابت کردم که می توانم خود را درگیر یک چالش بزرگ کنم همچنین می دانم چه زمانی باید از ادامه صعود منصرف شده و راه بازگشت را در پیش بگیرم.
س- شما در یکی از کتابهایتان نوشته اید:"وقتی شما در ارتفاعات بالا فعالیت می کنید سعی می کنید که هر کاری را برای نجات دیگر همراهانتان انجام دهید" . با اینحال تاریخچه کوهنوردی پر است از ماجراهائی که کوته بینی و فرومایگی برخی کوهنوردان در کمک به حادثه دیدگان باعث شده که برخی جان خود را از دست بدهند.
آیا در چنین شرائطی افراد از لحاظ اخلاقی پسرفت م کنند و یا اینکه خود واقعی شان را نشان می دهند؟
ج- تا زمانیکه یک کوهنورد با یک یا دو تا از دوستانش در حال کوهنوردی است در صورت بروز حادثه ای او حاضر است که هر کاری را برای نجات همنوردش انجام دهد. اما اگر افراد بسیاری در یک مسیر در حال فعالیت باشند ]و او باز هم به نجات یک کوهنورد حادثه دیده بشتابد[ اینجاست که این شیوه رفتاری او را از هزاران نفر دیگر متمایز می کند.
این است تفاوت بین فرهنگ کوهنوردی که بخاطر شرائط خشن حاکم بر محیط افراد را ملزم می کند که نوعی انسجام و همبستگی را با هم داشته باشند و فرهنگ شهرنشینی که افراد در عین متراکم بودن جمعیت، بطور انفرادی زندگی می کنند.
چقدر تا حالا شنیده اید که شخصی در حالیکه مدتها از مرگش گذشته در منزلش یافته شده در حالیکه حتی همسایگانش نیز از مرگ اوبی خبر بوده اند؟
چه تعداد عابر با مشاهده شخصی که کنار پیاده رو نشسته و نیاز به کمک دارد به او توجه می کنند؟
فردگرائی و زندگی رقابتی شهری کم کم سایه اش را بر کوهنوردی نیز انداخته است.
سال 2003 من در کمپ اصلی اورست بودم و دو ساعت فاصله چادر اول با آخر بود من از د دوست که هردو نیز در یک مسیر به سمت قله فعالیت می کردند درخصوص دیگری پرسیدم و هیچیک از دیگری خبر نداشت.
س-سال 1970در طی فرود از اولین قله 8000 متری تان ، نانگا پاربات ،برادرتان گونتر را از دست دادید. این ماجرا چقدر باعث تغییر ارتباط شما با کوهنوردی بطور عموم شد؟
ج- این یک تجربه اساسی در زندگی من بود و من به این نتیجه رسیدم که دوستی و رفاقت در کوهستان بطور کامل مرده است.
بعد از اینکه مابه قله رسیدیم ما با شرائطی مواجه شدیم که من به این نتیجه رسیدم که چاره ای جز فرود از سمت دیگر قله نداریم.
ناپدید شدن گونتر ضربه روحی شدیدی برای والدین من و همچنین خود من بود همچنین ترس از تهمتهای مردمی که حرف مرا درخصوص دلائل مرگ گونتر نمی پذیرفتند را نیزباید بدان افزود. سرپرست برنامه فکر می کرد که من مرده ام و وقتی من برگشتم او مجبور بود که تدارک توضیح به خودش و دیگران را ببیند. برگشت من برنامه اش را بهم زد چرا که او معتقد بود غیر ممکن است که ما در آن شرائط بتوانیم از سمت دیگر نانگا پاربات فرود آئیم. این امر با تهمتهائی درخصوص رد ادعای من درخصوص صعود قله و فرود از سمت دیگر آن همراه شد و تنها با یافتن بقایای جسد گونتر بعد از 35 سال بود که علی رغم همه گمانه زنیهای بی ارزشی که علیه من شد درستی ادعای من ثابت شد.
س- بعد از اولین پرواز به فضا ،یوری گاگارین اظهار داشت که او خدا را در آنجا ندیده است. شما بر فراز بلندترین قله دنیا چه چیزی را مشاهده کردی؟
ج-کسانی که تصور می کنن قله اورست به خدا نزدیکتر است در اشتباهند.اگر ما فضای بی کران فکر کنیم دیگر فرقی بین قله اورست و هر نقطه دگری از جهان هستی قائل نیستیم. ماوراء یا خدا فراتر از ذهن ماست. من بهرای ماوراء احترام قائلم اما من نه حق دارم و نه جرات آن را دارم که وارد این موضوع شوم چرا که کاملا" فراتر از ذهن و تصور ماست.
س- شما یکبار نوشته اید که ماجراجوئی واقعی این است که شما نتوانید تضمین کنید که زنده باز خواهید گشت. رینهولد مسنر برای جانش چقدر ارزش قائل است؟
ج- اگر ما در مسیری حرکت کنیم که خطر از دست دادن جانمان در کمین ما باشد به معنی بی ارزش بودن زندگی نیست. رفتن به مناطق خطرناک راهی است برای زندگی کردن با قدرت و کیفیت بالاتر. بعلاوه زندگی در کلانشهرها به مراتب خطرناک تر از صعود قله اورست است.ما هزاران سال را در حفاظت از خودمان گذرانده ایم اما محافظه کاری و احساس عدم امنیت مانع رشد و پیشرفت ما می شود.
س- شما جائی نوشته اید که" شادی هرگز مساله ای برای من ایجاد نکرده ". عبارت زیبا اما مبهمی است آنرا بیشتر توضیح می دهید؟
ج- شادی حاصل شده چیز خسته کننده ای است. مسیر رسیدن به شادکامی خیلی جذاب تر است و همچنین برنامه ریزی و جستجوی آن.
ترجمه: مهدی فرهادی منبع: planetmountain برگرفته از وبلاگ: همطناب من و با تشکر از جام سهند تبریز
لحظه شماری برای صعود نهایی آناپورنا

روحیه تیم بسیار بالاست. حالت روانی منفی ناشی از بهمن بهبود یافته است. مساعد بودن هوا برای فاصله زمانی 28 آوریل تا 1 می مورد انتظار است. با توجه به وضعیت هوا ، تیم حرکت خود بسمت قله را برای روز 28 آوریل پیش بینی می کند.برای صعود قله تمام افراد تیم که در بیس کمپ حضور دارند با هم حرکت خواهند کرد.
ما هم به نوبه خوب برای تمام اعضای تیم و سرکا خانم" فرخنده صادق" و دوست عزیزمان " عظیم قیچی ساز" صعودی همراه با سلامتی و موفقیت آرزومندیم.
Tunç Fındık
Annapurnada bu gün: Ekibin morali çok yüksek. Çığın verdiği olumsuz psikoloji düzeldi. Havanın 1 Mayıs ile 4 Mayıs arası düzelmesi bekleniyor. Havanın durumuna göre ekip 1 Mayıs gibi zirve için hareket edeceğini öngörüyor. Zirve için Ana kampdaki tüm tırmanıcılar birlikte hareket edecekler.
+ نوشته شده توسط تبریزکوه- فرهمندی






